غزلیات بنفشه انصاری

متن مرتبط با «گرفت» در سایت غزلیات بنفشه انصاری نوشته شده است

وقت رفتن یک غزل از جان سرودم جان گرفت (بنفشه_انصاری_پرتو)

  • نیمی از ماه تو را ابر گرفت (#بنفشه_انصاری، پرتو)

  • نیلوبلاگ

    نیمی از ماه تو را ابر گرفت از دل و دیدهی من صبر گرفت #پرتو...

    ادامه مطلب
  • هر نگاهم از نگاهت، جان گرفت ( بنفشه انصاری، پرتو )

  • نیلوبلاگ

    هر نگاهم از نگاهت جان گرفت حسِّ تنهایی وُ غم، پایان گرفت در شبِ پیوندِ عشقِ ما به هم، پایههای زندگی، سامان گرفت از طلوعِ خندهات، با یک نگاه، ابرِ خوشبختی زد و باران گرفت در بهارِ عطرِ گیسویت نسیم بوسه بر جنگل زد وُ طوفان گرفت کلبهی احساسِ ما قصری شد وُ سایهای سویِ گُل وُ بُستان گرفت لیلی و شیرین و هرچه دلربا، در سرایِ عشقمان جولان گرفت جغدِ ماتم، را پر وُ بالی زدم، تا که از خانه، رهِ زندان گرفت هر تپش، با قلبِ من همراه شو! با تو این قلبِ یخی درمان گرفت #پرتو +نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت15:53 توسطبنفشه انصاری | ...

    ادامه مطلب
  • چهرهی آیینهها را غم گرفت ( بنفشه انصاری، پرتو )

  • نیلوبلاگ

    چهرهی آیینهها را غم گرفت رفتنت احساس را در، دم گرفت ماندهام تنها و خسته بینصیب، در نبودت واژه را ماتم گرفت #پرتو +نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ساعت0:10 توسطبنفشه انصاری | ...

    ادامه مطلب