میبَرَد از دل قرار، طُرّهی زیبای تو
در شبِ مهتابِ عشق، منتظرِ فرصتم
بلکه بگیرم به بر، قامتِ رعنای تو
***
گلرخِ زیبای من، شوخِ فریبای من،
چشمِ چو آهوی تو خاتمِ طُغرای من
هر غزل از جنسِ عشق، در طلب و رهنِ عشق
تا که شوی مونس و همدمِ شبهای من
***
رفتی و از رفتنت، شعرِ من و حالِ تو
خوانده شده، در کفِ قهوهی هر فالِ تو
دل چو تو بردی زِ من، جان زِ کفم میرود
بلکه ببینم به خواب، خطِّ لب و خالِ تو
#پرتو
برچسب:
نویسنده: لیلا رنجبر